روز دهم آبان ماه سال جاری ؛ ترمینال سواری کرج ، میدان آزادی
مردی بلند قد از کنارم گذشت ، سیگار در دست ، زمزمه کنان باخود با گامهایی که به زمین کشیده میشد.
و هر رهگذری را به خود معطوف میکرد.
کمی جلوتر بر روی سکویی نشست ، هنوز مشغول زمزمه با خود بود.
دقایقی بعد که سیگارش تمام شد غرق در تفکر شد.
خیلی دوست داشتم بدانم به چه چیزی فکر می کند.
فارق از عکس گرفتن او که شدم...دیدم نگاهها از او به سوی من معطوف شده...؟
شاید من...؟؟؟!!!
تجسم کنید وارد ویلایی در یکی ار مناطق ییلاقی شدید ،از درب ورودی تا حیاط خلوت آن زیبایی،تکنولوژی،استحکام وتحسین موج میزند.
حالاتجسم کنید وارد خانه باغی در یکی ار مناطق ییلاقی شدید ،از درب ورودی تا حیاط خلوت آن سادگی،آرامش،اطمینان ودلسپردگی موج میزند.
واقعاً این تفاوتها برای چیست ! کجای کار ما اشکال دارد!ما به کدام یک از این ایدال ها نیاز داریم!
اینکه واقعاً زیبایی بهتر ازسادگی ، تکنولوژی بهتر ازآرامش،استحکام بهتر از اطمینان وتحسین بهتر از دلسپردگی است.
چرا این آیتمهای جدید راجایگزین آیتمهایی کردیم که ما انسانهادر طول عمرمان از بناهایمان انتظار داریم!
چرا بناهای جدیدمان نمی توانند تمامی آیتمهای بالا را یکجا داشته باشند!
واقعاً ما از بناهایمان چه میخواهیم؟
و چرا پیشرفت باعث از دست دادن آرامش ما میشود!!!
تجزیه تحلیل شخصی از یادداشت وبلاگ افلاک
زبان (گویش) یک قرارداد(واقعیت)برای یکی از حواس پنجگانه(ششگانه!؟)انسان است.
ولی فکر(شعور،عقل)یک ذات(حقیقت)است.
نیاز واحتیاجات انسان در طول عمرش باعث استفاده از فکرش برای رفع آنها میشود.
یکی از این نیازها ارتباطات می باشد.
برای رفع این نیاز انسان مجبور شد اشاره ها،شکلها،علامتها،حروفها و ... را خلق کند.
پس فکر سازنده زبان می باشد نه زبان سازنده فکر.
در آینده ای نچندان دور انسان قادر خواهد بود که زبان دیگر موجودات را رمز گشایی کند.
ودر آینده ای نچندان دورتر انسان قادر خواهد بود که با دیگر موجودات ارتباط برقرار کند.
چون ارتباط یکی از نیازها وخواسته های انسان است ،بنابراین برای رفع هر نیاز انسان باید به فکر مراجعه و از حواس به عنوان وسیله استفاده کند.